سيد علي اكبر قرشي
36
قاموس قرآن ( فارسي )
در بدن جذب نميشود گويا صدى نود و پنج يا بيشتر آن جذب شده و بقيّه دفع مىشود بر خلاف اغذيه ديگر . * ( إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ) * اگر مراد از « آية » بقرينه آيات قبل و بعد آيت و علامت معاد باشد ، شهادت اين امر بر معاد آنست : همانطور كه ما بصحراها و گلها و باغها مينگريم و در آنها مطلقا عسل نمىبينيم ولى بوسيله زنبور عسل ميدانيم كه خروارها عسل در آنها موجود بوده است همچنين ما بقبرستانها نگاه كرده و در آنها جز خاك نمىبينيم امّا در بهار قيامت خواهيم ديد از آن خاكها انسانها برخاستند . و اگر مراد آيت توحيد و تدبير خداوند باشد قطعا وجود اين حشره با اين عمل مفيد و نظام حيرت آور از علائم توحيد و تدبير خدائى است اين لفظ بيشتر از يك بار در قرآن مجيد نيامده است . نحله : * ( وَآتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً ) * نساء : 4 . نحله بمعنى عطيّه است در مجمع گويد : نحله عطيّهاى است كه در مقابل ثمن و عوض نباشد ، راغب نيز نظير آن را گفته است . مراد از « صدقه » ( بفتح صاد و ضمّ دال ) مهريّه زنان است گوئى علَّت اين تسميه آنست كه اعطاء آن دليل صدق الفت و عشق مرد بزن است و اطلاق نحله از آنست كه مهريّه فقط عطيّه و بخششى است از مرد و با اين دو لفظ قرآن كريم موقعيّت مهر را در اسلام بيان كرده كه چون موقعيّت زن موقعيّت عشق و موقعيّت مرد موقعيّت تمنّا و خواهش از زن است لذا مهريّهاى به او ميدهد كه فقط عطيّه و شاهد صدق توجّه مرد بزن است . راغب معناى اصلى نحل را زنبور عسل گرفته و گويد : به نظر من مهريّه را از آن نحله گويند كه عطيّه مرد مثل عطيّه زنبور عسل عوض مالى ندارد و گويد : مىشود عطيّه را معناى اصلى قرارداد در اين صورت زنبور را از آن نحل گويند كه كارش عطيّه ايست نسبت بمردم ( باختصار ) در مجمع وجه